مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
782
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
منذر بن زبير بود كه سرورى بردبار بود و مىگفت : « هيچ قومى سفيهان آن اندك نشد مگر اينكه خوار و زبون شدند [ 1 ] » و چون در راهها مىرفت مردمان آتشها و چراغها را به احترام او خاموش مىكردند . ديگر عروة بن زبير بود كه مردى فقيه و فاضل و پرهيزكار بود و خوره به پايش افتاد و آن را بريدند و داغ كردند . و از فرزندان زبير بودند : عبيدة بن زبير و عاصم بن زبير . سعد بن ابى وقّاص او سعد بن مالك بن وهب بن اهيب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب بن مرة بود و كنيهاش ابو اسحاق بود . مادرش حمنة دختر سفيان بن امية بن عبد شمس بود و برادرانى داشت كه عبارتند از : عتبة و عمير . عتبة همان كسى است كه در جنگ احد پيامبر را ضربت زد . اما عمير در جنگ بدر شهيد شد و سعد يكى از « عشره مبشّره » يعنى ده تنى است كه مژدهء بهشت بديشان داده شده است . در سال پنجاه و پنج مرد . هفتاد و اند ساله بود يا هشتاد و اند ساله و اوست كه عراق و آن سوى آن را فتح كرد . اسلام سعد واقدى از او روايت كرده كه گفت : « روزى بر من گذشت كه من سوم كسى بودم كه اسلام آورده بودم » و گفت : « سبب اسلام آوردن من اين بود كه در خواب ديدم كه گويى در تيرگى هستم و ماهتابى برون آمد و من آن را دنبال كردم و ديدم كه زيد و على از من در اين كار پيشى گرفتهاند » و نيز روايت شده كه گفت : « ديدم زيد و ابو بكر بر من پيشى گرفتهاند » و گفت : سپس شنيدم كه پيامبر خدا نهانى ، به اسلام فرا مىخواند . نزد او رفتم و در اجياد با او ديدار كردم و اسلام آوردم . نزد مادرم بازگشتم و او پيشتر از ماجرا آگاه شده بود . ديدم كه وى بر در سراى خويش صيحه مىزند و شيون دارد كه آيا ياورانى از قبيلهء او يا قبيلهء من نيستند كه او را در خانهاى بنشانند و در را بر روى او ببندند تا بميرد يا اين دين نو را رها كند . سعد گويد : من در هفده سالگى اسلام آوردم .
--> [ 1 ] رجوع شود به المعارف ، ابن قتيبه ، ص 223 .